دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
283
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
اشكال در اين دليلها قبلا بيان شد و در اينجا مىگوييم : اگر ضرر احتمالى ، زيان دنيايى باشد ، دفع آن واجب نيست ، حتى ضرر ظنى و وجوب دفع اينگونه ضرر دليلى ندارد ؛ چه در غير اين صورت زندگى پايدار نمىماند . كدام مسافر است كه در سفر ، احتمال ضرر ( و خطر ) ندهد ؟ چه كسى بىاحتمال ضرر از خانه بيرون مىآيد ؟ بلكه چه كسى بدون احتمال ضرر در خانهاش مىنشيند و مىآرامد ؟ ! به فرض بپذيريم كه حكم عقل يا عقلا يا شرع اين است كه دفع ضرر محتمل لازم مىباشد ، اين حكم آنجاست كه انسان از جاى امن به منطقهء ضرر درآيد ، ليكن آنجا كه انسان براى فرار و رهايى از ضرر قطعى به ضرر احتمالى پناه آورد ، اين كار قبيح نيست . و اما نهى قرآن از افكندن جان در هلاكت ، روشن است كه مقصود از آن ، جايى است كه سخن از هلاكت قطعى در ميان باشد ، و گرنه با درنگ در كارها به صرف احتمال خطر ، نظام زندگى فرو مىپاشد ؛ و يا مراد از اين نهى آنجاست كه دليل معتبر يا ظن همتاى علم ( به هلاكت ) در ميان باشد . و اما اين سخن كه بدن ملك خداست و تصرّف بىاجازهء او در ملكش روا نيست ، در پاسخ مىتوان گفت كه ، خداى متعال اذن داده است و دليل آن خواهد آمد ؛ و آنجا كه شك در اذن خدا شود ، مىتوان برائت عقلى يا شرعى جارى كرد . و اما پاسخ حديث در بحثهاى پيشين داده شد . دلايل جواز و اذن دستهاى از روايات بر اقدام به درمان با احتمال ضرر دلالت دارد : 1 . مرحوم كلينى در كافى از اسماعيل بن حسن متطبب نقل مىكند كه به امام صادق عليه السّلام گفت : من مردى از عربم كه طب عربى مىدانم ( و با آن به درمان مىپردازم ) و براى درمان از بيماران چيزى نمىستانم . امام عليه السّلام فرمود : اشكالى ندارد . گفت : ما جراحت را مىشكافيم و با آتش داغ مىنهيم ، امام عليه السّلام فرمود : اشكالى در اين نيست . گفت : در درمان از داروهاى